سفر با دوچرخه از اردبيل تا نور توسط همكار گرامي دانشكده كشاورزی دکتر مهاجرپور

 

امروزه از گوشه كنار ايران با افراد زيادي مواجهه مي شويم كه قصد سفر با دوچرخه را دارند، اگر شما هم قصد سفر با دوچرخه را داريد گزارشي از سفر دوست و همكار گرامي دانشكده كشاورزي جناب آقاي دكتر مهدي مهاجرپور كه به صورت پرسش و پاسخ تهيه شده است را در اين بخش در اختيار علاقمندان محترم قرار مي دهيم.

با سلام بعنوان اولين سوال خواستم براي خوانندگان دلايلي كه سبب شد تصميم بگيريد با دوچرخه اين مسير را بپيماييد چه بود؟

ضمن سلام به علاقمندان اين رشته ورزشي كه به تازگي بعنوان زير شاخه اي از فعاليتهاي فدراسيون دوچرخه سواري مطرح است، به استحضار مي رساند در ابتداي سال  تجربه سفر به سه جزيره قشم، هنگام، و هرمز باعث شد كه تصميم به عملي كردن اين برنامه را بگيرم.

مسافت و زمان طي شده در اين سفر چقدر بود؟

همواره اولين چيزي كه به ذهن مخاطبان اين نوع سفرها مي رسد معمولا  جواب همين سوال است كه در پاسخ بايد بگويم كه اولويت آخر براي اينجانب مسافت پيموده شده است، ولي براي پاسخ اين سوال بايد بگويم كه از نقطه نظر مسافت پيموده شده، فاصله اردبيل تا شهرستان نور حدودا 550 كيلومتر است كه با احتساب مسيرهاي فرعي كه در طول سفر طي شد حدودا 750 كيلومتر ركاب زدم و اين مسافت در طي بيست روز تعطيلات دانشگاه صورت گرفته است، همانطور كه مشخص مي شود روزانه حدود چهل كيلومتر طي طريق شده كه مسافت زيادي بشمار نمي آيد و براي همگان امكان پذير است.

تجربه اينگونه سفر را چگونه ارزيابي مي نماييد؟

در اين نوع سفر كردن سختي هاي زيادي تجربه ميكنيم كه دركنارش به همان نسبت لذتهاي بسياري را بدنبال خواهد داشت. بنظرم كلا ديدگاه انسان را به زندگي تحت تاثير قرار مي دهد. به اين معني كه عبور از روزمرگي و پا گذاشتن در مسيري كه مخاطرات زيادي بدون پيش بيني قبلي را به همراه دارد تجربه خواهيم كرد تجربه اي متفاوت از سبك زندگي روزمره اي كه داريم. در اين نوع سفر سبك زندگي تجربه مي شود كه افراد زيادي در روياي خود آنرا مي پرورانند ولي براي بسياري از آنها تا آخر عمر به شكل رويا باقي مي ماند. با اولين سفر خود با آرامشي دست خواهيد يافت كه در طول زندگي به آن فكر مي كرده ايد. از نزديك با افراد محلي كه هميشه دوچرخه سواران برايشان جذاب هستند برخورد كرده و گرما و روح زندگي را لمس خواهيد كرد.

بهترين اتفاق و پررنگ ترين فرد اين سفر چه كسي بود؟

اتفاقها و آدمهاي خوب زيادي رو در سفر تجربه كردم ولي چيزي كه الان با اين سوال بلافاصله بذهنم خطور كرد اين بود كه در يك روز گرم و شرجي تابستان شمال در يك سربالايي ركاب ميزدم كه از سمت ديگر اتوبان تاكسي خطي بوق زد و دست تكان داد ( اين نوع برخورد در طول اينگونه سفرها بسيار تجربه مي شود)، بعد از ده دقيقه ديدم اتوبان رو دور زده و از اينطرف اتوبان دو گلابي بزرگ رو از شيشه ماشين تحويل داد و رفت، نميدونم ميتونين لذتي كه از اين حركت و خوردن اون گلابي هاي پر آب در اون شرايط تجربه ميشه رو بچشين. اينجوري زندگي تحت تاثير قرار ميگيره كه لازم نيست دنبال چيزاي بزرگ در زندگي باشيم كه احساس خوبي بهمون ميده، چيزاي كوچيك بسياري در زندگي هست كه با اونا ميشه لذتهاي بزرگي رو تجربه كرد.

هيجان سرازيري بيش از 30 كيلومتري گردنه حيران و گردنه الماس (خلخال-اسالم) به همراه مناظر بياد ماندني، چيزي نيست كه در سفر با ماشين و از پشت شيشه كوچك اون تجربه شود.

بهترين بهره اي كه از اين سفر بردين چه بود؟

در اين نوع سفر علاوه بر سلامتي جسمي ياد ميگيريم كه فقط با زمان حال و چالشهاي مربوط به همون لحظه زندگي كني كه اين سبك زندگي آرامش خاصي رو بدنبال خواهد داشت كه بهتره در زمانهاي غير از سفر هم اينگونه زندگي كنيم. اما بهترين چيزي كه در اين سفر ياد گرفتم اين بود كه مردم در همه جا خوب، مهربان و دوست داشتني اند، بايد نترسيد و آنها رو دوست داشت.

 

 

 

 

تهيه و تنظيم گزارش : حامد پژواك مقدم